بهره وریReviewed by Farid ParsiMehr on Apr 14Rating: 4.5

بهره وری

برای تعریف بهره وری، ابتدا باید با دو دو مفهوم کارآنی و اثربخشی آشنا شویم:
•    کارایی: نسبت ستاده به داده را گویند که برابر با مصرف بهینۀ منابع می باشد.
•    اثربخشی: به معنای تحقق اهداف سازمان است.
با ادغام این دو مفهوم چهار حالت بدست می آید که حالت چهار همان بهره وری می باشد. کارآمد و اثربخش (بهره وری) حالتی است که هم منابع درست مصرف شده و هم اهداف سازمان تحقق یافته است.
استراتژی های بهره وری عبارتند از:  

۱- ورودی ثابت، افزایش خروجی
۲- کاهش ورودی، افزایش خروجی
۳- کاهش به نسبه بیشتر ورودی، کاهش خروجی
۴- افزایش ورودی، افزایش به نسبه بیشتر خروجی
۵- کاهش ورودی، خروجی ثابت
عده ای از علما مدیریت می گویند بهره وری یکی از مفاهیم اقتصادی است و این گونه تعریف می شود: « مقدار کالا و یا خدمات تولید شده در مقایسه با هر واحد از انرژی و یا کار هزینه شده». به دیگر سخن بهره وری عبارتست از بدست آوردن حداکثر سود ممکن با بهره گیری و استفاده بهینه از نیروی کار، توان، استعداد و مهارت نیروی انسانی، زمین، ماشین، پول، تجهیزات، زمان، مکان و … به منظور ارتقاء رفاه جامعه.
سطوح مختلف بهره وری عبارت اند از:
۱-    سطح فرد
۲-    سطح گروه کاری
۳-    سطح سازمانی
۴-    سطح رشته های تجاری، خدماتی ،صنعتی و یا کشاورزی
۵-    سطح بخش های اقتصادی
۶-    سطح ملی و کشوری
۷-    سطح جهانی

 

منافع و فواید بهره وری برای سیستم های دولتی و شرکت ها را می توان به شرح  ذیل برشمرد:
•    افزایش سود و درآمد
•    کاهش هزینه ها
•    افزایش تقاضا
•    رضایت شغلی کارکنان
•    سرعت عمل کارکنان
•    دقت عمل کارکنان
•    ایجاد رقابت سالمتر
•    ارتقای شغلی کارکنان
•    ایجاد محیط کاری جذاب
•    آموزش عمومی کارکنان
•    افزایش حقوق و دستمزد
•    امنیت شغلی کارکنان
•    انجام درست کارها و انجام  کارهای درست
•    افزایش کیفیت زندگی کاری
•    افزایش رفاه کارکنان
•    افزایش انگیزه کاری
بهبود و ارتقای بهره وری مستلزم کوشش و تلاش برنامه ریزی شده و همه جانبه از سوی افراد و مسئولین ذیربط است که خود نیازمند بهبود شرایط کار و تغییر محرکه ها و روش های انگیزشی کارکنان، بهبود نظام ها، دستورالعمل ها، قوانین، بخشنامه ها، روش ها، فناوری و غیره می شود.
به طور کلی عوامل مؤثر برای افرایش سطح بهره وری را می توان چنین برشمرد:
۱- بهبود کیفی عامل کار، با توجه به اینکه نیروی انسانی مهم ترین عامل در بهبودی بهره وری می باشد.
۲- بهبود روابط حاکم بین مدیر و کارکنان
۳- بهبود در بکارگیری رهاوردهای فناورانه

 

برخی از تعاریف بهره وری

بهره وری = توانایی تولید     (لیتر، ۱۸۸۳)
بهره وری عبارتست از آنچه انسان می تواند با موادخام، سرمایه و فناوری به دست آورد. اساساً یک رفتار فردی است. نگرشی است که باید به طور مستمر خود و آنچه پیرامون ما قرار دارد را بهبود بخشیم.    (مرکز بهره وری ژاپن به نقل از بیجور کمن، ۱۹۹۱)
بهره وری = تعداد برونداد / رونداد     (چو، ۱۹۸۸)
بهره وری = برونداد واقعی / متابعی که انتظار می رود مورد استفاده قرار گیرد.    (سینک و توتل ، ۱۹۹۶)
بهره وری = کل درآمد / (هزینه + سود هدف).    (فیشر، ۱۹۹۰)
بهره وری = ارزش افزوده / درونداد عوامل تولید.    (اسبن و دیگران، ۱۹۹۱)
بهره وری نسبت محصولات تولید شده به محصولاتی است که نیاز به تولید آن ها وجود دارد. بهره وری رابطه میان بروندادهایی همچون محصولات و خدمات تولید شده با دروندادهایی همچون نیروی کار، موادخام و دیگر منابع است.    (هیل، ۱۹۹۳)
بهره وری (نسبت بروداد به هر ساعت کار) عاملی ضروری و بلند مدت است که سطح زندگی همه کشورها را معین می کند.    (تورو، ۱۹۹۳)
بهره وری = کیفیت با چگونگی ثمردهی، تولید، ایجاد نتایج چشمگیر با تولید انبوه است.    (کاس و لویس ۱۹۹۳)
بهره وری به معنای این است که چه مقدار و چقدر خوب از منابع مورد استفاده تولید می کنیم. اگر محصولات بیشتر یا بهتری از منابع ثابت تولید کنیم. بهره وری را افزایش داده ایم. همچنین بهره وری را افزایش داده ایم اگر همان محصولات را با منابع کمتری تولید کنیم. منظور از منابع «منابع» تمامی منابع انسانی و فیزیکی است. به عبارت دیگر افرادی که محصولات را تولید یا خدماتی را ارایه می کنند و دارایی هایی که از طریق آن ها افراد می توانند محصولات را تولید و خدمات را ارایه کنند.    (برتولاک ۱۹۹۷)
بهره وری = مقایسه دروندادهای ملموس با بروندادهای ملموس یک واحد تولیدی است.    (کاپلان و کویر، ۱۹۹۸)
بهره وری = کارایی* اثربخشی = زمان لازم برای ایجاد ارزش افزوده / کل زمان تولید.    (جکسون و پیترسون، ۱۹۹۹)
بهره وری = (برونداد / درونداد)* کیفیت = کارایی* بهره برداری (مصرف)* کیفیت     (ال. داراب، ۲۰۰۰)
بهره وری توانایی برآوردن نیازهای بازار به کالاها یا خدمات با مصرف حداقل منابع کل است.    (مرزنگ و رولستاندر، ۲۰۰۱)

FacebookGoogle+LinkedInYahoo MailGoogle GmailShare
دسته بندی شده در:        

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *